روزانه نویسی

قُل قُل

یک: منم مثل خیلی ها این روزها چشمم به اتفاق ها هست

جنگ میشه؟ نمیشه؟ قراره چطور بشه اوضاع؟

آقا تو اینستا دیدم یک نفر با فرشته نگهبان ارتباط گرفته بود و فرشته نگهبان

هفته پیش گفته چهار بهمن جنگ میشه و بیست روز طول میکشه!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهی ستوده

بهار ۴۰۲ تا زمستان ۴۰۴

چند ماه پیش یک مهمانی دوستانه دعوت بودیم

بعد من هی تو ذهنم بود بیام ماجراش را در وبلاگ بنویسم

وسط مهمانی حرف مهدی و کمکی که به دیسک مامان کرده شد

و مامان فکر می‌کرد ما از یک تاریخی مهدی را پیدا کردیم

و من فکر می کردم نه خیلی بیشتر هست

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهی ستوده

جلسه پنجشنبه+آنتارداشا

پنجشنبه یک جلسه مهم داشتیم

جلسه های این مدلی حتما تهش تشکر و کارت هدیه هست

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهی ستوده

آسترو+قرض

براساس آسترولوژی شرقی

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهی ستوده

ضربه

امروز یک جلسه مهم داشتم

قرار بود نهایت سه عصر شروع بشه

تا نزدیک چهار طول کشید تا شروع کنیم

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بهی ستوده

نرسیده به وسط هفته

دوشنبه بیست و نهم دی

اصفهانم و منتظرم این هفته تموم بشه

بعد هی یادم میاد هنوز نصف هفته هم تموم نشده

چه برسه به آخر هفته

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بهی ستوده

بعد از برگشت

چند وقته میخوام بنویسم بعد هی پشیمون میشم!

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
بهی ستوده

آخر آبان ۴۰۴

چقدر نبودم!!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بهی ستوده

آواز

ده آبان 

تازه فرصت کردم یکم دراز بکشم

بعدش باید بلند بشم و تا نه شب کارهای امروز تیک بخوره

نه خاموشی میزنم و میخوابم

چشمام از خستگی و کم خوابی میسوزه

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بهی ستوده

سعی می کردم خودم نباشم

چهارشنبه بیست و سوم مهر ۴۰۴

ساعت حدود هشت و نیم شب هست

و من احتمالا تا ده و نیم پیامی در واتساپ دریافت میکنم

که باید تایید بدم یا رد کنم

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بهی ستوده