سه شنبه حدود هشت شب رسیدم خونه
خوابم می اومد چطور!! کل هفته را طولانی کار کرده بودم
و رسیده بودم به سه شنبه شب
سه شنبه حدود هشت شب رسیدم خونه
خوابم می اومد چطور!! کل هفته را طولانی کار کرده بودم
و رسیده بودم به سه شنبه شب
یک: منم مثل خیلی ها این روزها چشمم به اتفاق ها هست
جنگ میشه؟ نمیشه؟ قراره چطور بشه اوضاع؟
آقا تو اینستا دیدم یک نفر با فرشته نگهبان ارتباط گرفته بود و فرشته نگهبان
هفته پیش گفته چهار بهمن جنگ میشه و بیست روز طول میکشه!!
چند ماه پیش یک مهمانی دوستانه دعوت بودیم
بعد من هی تو ذهنم بود بیام ماجراش را در وبلاگ بنویسم
وسط مهمانی حرف مهدی و کمکی که به دیسک مامان کرده شد
و مامان فکر میکرد ما از یک تاریخی مهدی را پیدا کردیم
و من فکر می کردم نه خیلی بیشتر هست
پنجشنبه یک جلسه مهم داشتیم
جلسه های این مدلی حتما تهش تشکر و کارت هدیه هست
امروز یک جلسه مهم داشتم
قرار بود نهایت سه عصر شروع بشه
تا نزدیک چهار طول کشید تا شروع کنیم
دوشنبه بیست و نهم دی
اصفهانم و منتظرم این هفته تموم بشه
بعد هی یادم میاد هنوز نصف هفته هم تموم نشده
چه برسه به آخر هفته