روند کار هم اینطوری هست که میان ایده جمع می کنند
بعد به عنوان پروژه نوظهور بودجه می گیرند
با هر کسی که ایده داده و یا داره کار میکنه یک قرار دادی می بندن
و در این میان بودجه های میلیاردی جابه جا میشه
ما این وسط فقط همون مبلغ قرار داد و چند تا کارت هدیه نصیبمون میشه
امسال از یک جایی به بعد من دیگر این مدلی کار نکردم
کل آدم ها و گروه هایی که یا هم کار می کردیم یکی یکی کنسل کردم
وارد پروژه جدید نشدم
و ایده هایم را دیگر در اختیار مدیری که در پست های قبل نوشتم قرار ندادم
ایده هایم را با گروه های دیگر و مسیر های دیگر جلو بردم
البته ته همه این ماجراها یکی هست
اما حداقل گروه های جدید حداقل در این چند ماه احترام سر جایش بوده در کار
زیر آبی رفتن و فتنه به پا کردند نداشتیم فعلا
بعد چه شد؟
در جلسه پنجشنبه مدیرم عنوان کرد که بچه ها!! دیگر انگیزه برای
پیدا کردن ایده ندارند
من در دلم میگفتم تو چقدر نادانی که فکر میکنی یکی مثل من ایده هایش تمام می شود
یا انگیزه اش را از دست می دهد
البته این را بگویم که این تغییر سبک من در سال ۴۰۴ باعث شد هر کسی که ذاتش
شبیه مدیرم نیست خودش را عقب بکشد
چون بدون پنهان کاری گفتم که ایده داده ام فلان موسسه و یا سازمان
و قرار داد بسته ام
این شد که هر کسی نشست کمی فکر کرد
و راهش را تغییر یا ادامه داد
مدیرم در جلسه پنجشنبه چنان جگر سوز از ما دفاع می کرد
که اگر من همان آدم قبل بودم حتی شرمنده میشدم که این مرد چرا بخاطر ما
آنقدر جز میزند!!
بعد مدیر این مدیرم از من پرسید ایده ای دارید که برایش بودجه اختصاص بدهیم؟
این مدیر بسیار آدم افتاده ای هست
دست و دلباز هم هست
ولی به شدت پشت مدیرم ایستاده
گفتم نه ایده هایمان ته کشیده!!
راستش باید به جای این پاسخ چیز دیگری می گفتم
باید
برایش توضیح می دادم کارهای تحقیقاتی و پژوهشی ذهن آزاد میخواهد
نمی شود کار کرد وقتی تمرکز نداریم
و البته برایش روشن می کردم که ایده هایی که بودجه های میلیاردی وارد سیستم می کنند
باید با دید متفاوتی بین نیروها هزینه شود
مثلا شخصی که ایده می هد و پروپوزال می نویسد و بعد میرود از ایده دفاع می کند
و بودجه می گیرد باید حتما همان اول کار از نظر مالی تکلیفش را مشخص کرده باشید
که دفاع کن از پروپوزال این مبلغ
بیست و پنج درصد اول کار این مبلغ و ..
باید می گفتم
این قرار دادههایی که ما با شما داریم بیشتر به خنده و شوخی می خورد!!
یکی دو نفر از همکار هایم اعتراض هایی کردند
حتی علیه مدیر چیزهایی گفتند
از زیر آبی رفتن هایش
اما مدیرم وقتی آنها بیرون رفتن به مدیرش گفت منظورشان
فلان مورد بود
یعنی اصلا ربطش داد به یک ماجرای دیگری
این آدم مطمئنم حتی اگر عزرائیل سراغش برود یک جوری در می رود
پ.ن: براساس آسترولوژی امکان بهم ریختن چین بسیار زیاد است
آسترولوژی چی میگه؟
میگه اوضاع کشور چین خوب نخواهد بود
احتمال هک های خاص
ترور
آشوب و اعتراض زیاد میشه
برای خودمون که قبلا گفتم ژوپیتر جان برگشتی هست
فعلا مواظب سلامت روح و روانتون باشید
به چیزی که داریم تجربه می کنیم در آسترولوژی کارمای جمعی گفته میشه
آیا ما اون گروهی هستیم که بند را پاره می کنیم؟
در میزان رنجی که کشیدیم داریم می کشیم شکی نیست
اما اینکه آیا ما هستیم؟ هنوز پاسخی ندارم
البته آسترولوژی از شروع های جدید
سطح جدید انرژی ها میگه
باید دید وقتی قطار سیاره ها وارد برج اکواریوس میشه
چه در انتظار ما خواهد بود
من امروز از انتارداشای سترن خارج شدم و وارد انتارداشای مرکوری شدم
این ها همه در حالی هست که راهو در چارتم روشن هست
خدا بخیر کنه

چقدر دوس دارم ببینمت بهی جان
حتی به خوندن افتخار میکنم .... وای اگه دوست واقعی بودیم.
همیشه از آسترولوژی برامون بنویس لطفا.