دو سال پیش که اوایل کرونا بود

دختر عموم اعلام کرده بود دوران قرنطینه بهترین زمانه

برای اینکه بچه دوم را بیاره 

از نظر خودش تو خونه بود و دورکاری

خوب نتایج آزمایش ساعت یک ظهر رسید 

من قشنگ ناهارم را خوردم که اگر نتایج اومد و کرونا 

داشتم گرسنه برنگردم خونه

امروز صبح از سمت مرکز در گروه پیام گذاشتند

که فردا تست خون گرفته میشه 

برای کرونا

داداش کرونا گرفته

البته خداروشکر در حد ی سرماخوردگی هم نیست

بدنش قوی هست 

چند وقت پیش ی همکار شمالی برای کل همکارا تو مرکز برنج آورده بود

خوب من اصلا در جریان این ماجرا نبودم

بابای من اصلا عادت به دعوا کردن با من یا داداش را نداره

کلا سیستم تربیتی بابام خیلی عجیبه

ی نرم افزاری که مربوط به کارم میشه از روی

گوشیم پرید!!

تا همین ده سال پیش من فکر می کردم ما چهار تا

اختلاف نظر با هم نداریم

خوب بالاخره یکم اوضاع آروم شد

اگر می بینید جویای حالتون نیستم 

باور کنید خیلی درگیرم