در دو هفته گذشته
دو کیلو چاق شدم!!
تمریناتم سخت تر شده
اشتهام بیشتر
و البته کارم خیلی زیاد هست
روزهای آخر ترم
این هفته مربی و تیم مسابقه داشتند
فقط سه شنبه را تونستم با مربی
هماهنگ کنم برای بازی
سه شنبه همگی بخیر
امروز آنقدر از صبح سرم شلوغ بوده
که باورم نمیشه روز تمام شده
و میتونم استراحت کنم
حدود هفت عصر از کوه برگشتیم
خیلی خوب بود
با اینکه دفعه اولم بود
اما تونستم بالا برم
نفس هم کم نیاوردم
این روزها حس و حالم یکم عجیب شده
آنقدر زندگیم رو دور تند هست و نمی تونم متوقفش کنم
که حس میکنم کاش یکی ی جایی سوت بزنه
من بایستم
پنجشنبه عصر نوشت:
ساعت خوابم بیشتر از یک ماه است که تغییر کرده
معمولا شب ها ده میخوابم و صبح چهار بیدار می شوم